در واژگان زبان خارجه مي توان از اين روش سود جست.براي مثال فرض كنيد مي خواهيد ياد بگيريد كه واژه اسپانيايي caballo به معني horse انگليسي (اسب) است.
_مرحله اول:يافتن يافتن بخشي از واژه ي اسپانيايي است كه با يك واژه ي انگليسي هم صداست.
از آنجا كه caballo به صورت cab-eye-yo تلفظ ميشود eye مي تواند به عنوان واژه كليد به كار رود
_مرحله دوم:ساختن يك تصوير ذهني است كه واژه كليد را به معادل انگليسي واژه ي اصلي پيوند مي دهد.مثلا يك اسب كه بر يك چشم (eye) بسيار بزرگ لگد ميزند.
اين تصوير ذهني يك رابطه ي معنادار بين انگليسي و معادل اسپانيايي آن برقرار ميكند كه براي به ياد آوردن آن ابتدا واژه ي eye و سپس تصوير ذهني ذخيره شده كه رابطه eye و horseاست،را بازيابي ميكند.